۲۶ آبان ۱۳۸۷

پاداش خوش خدمتی یا نقض غرض

نگاه کن عباس معروفی را که چطور بعد از رفتن مدیر قبلی رادیو زمانه، برای هیات مدیره رادیو یخه جر داده است.
همان هیات مدیره ای که در ای میلی که منتشر شد و رییس جدید رادیو فرستاد، به همه دیکته کرد که احدی جز هیات مدیره حق ندارد درباره مسایل داخلی رادیو با جایی مصاحبه کند یا حرفی بزند. حالا معروفی در نوشته ای(که مانند بقیه مطالبش، طبق معمول بیشترش در مدح و ثنای خودش است) مسایل داخلی رادیو را فاش کرده است.
حالا باید دید این هیات مدیره کذایی در برابر تخلف کسی که خواسته خوش خدمتی بکند چه خواهد کرد.

پی نوشت:

این جریان، آدم را یاد داستان "حکم حکومتی" و ماجرای نامزد شدن معین در انتخابات ریاست جمهوری می اندازد.

اگر هیات مدیره رادیو زمانه دستور دهد مطلب را از سایت بردارند، خطای آشکاری مرتکب شده و به دلیل سانسور و دستکاری محتوای سایت زمانه، وجهه اش را از دست خواهد داد. اگر هم مطلب را از سایت شان برندارند که نقض غرض کرده اند و مسایل داخلی رادیو را که گفته اند کسی حق ندارد منتشر کند و به سازمان لطمه می زند، به دست خودشان منتشر کرده اند.
به نظر می رسد هیات مدیره زمانه را گروهی تشکیل می دهند که به کل شناختی از مسایل رسانه ای ندارند و عملکردشان نشان می دهد آن قدر که علیه جامی تبلیغ می کنند و می گویند مدیر لایقی نبوده، بد نیست نگاهی هم به خطاهای خودشان بیندازند و همه کاسه و کوزه ها را سر او نشکنند. این وسط معروفی ها بازیگران صحنه اند که یک روز این طوری اشک می ریزند و می گویند:
"ای کاش خانه‌ای داشتم تا بفروشم و پولش را در اختيار مهدی جامی بگذارم و بگويم: بيا عزيزم، برو زمانه‌ات را منتشر کن. برو فواره بزن تا عرش. برو بدرخش."
و یک روز این طوری او را له کند:
"(زمانه) ماشين شخصی نيست که با آن گاز و ويراژ بدهيم، يا هروقت خواب‌مان گرفت بزنيم بغل. آنهمه مسافر چشم‌براه، خواستار آرامش و تعادل و ادامه‌ی راه‌اند."

راستش من نه مرید جامی ام، نه معروفی نه هیچ آدم دیگری. ولی دلم می خوهد به آدم هایی که عاشق بت سازی و بت پرستی اند بگویم همه بت ها اگر بهشان خیلی نزدیک شوی یا خودشان پته شان را روی آب بریزند، بد جوری می شکنند.
به متن نوشته این آقا که نگاه می کنم می بینم تمام از شرف و قلم و رنج سانسور و این حرف ها نوشته و داد زده سی سال است عضو این انجمن و آن کانونم. آن وقت یک اصل ساده انسانی و حرفه ای را بلد نیست و تهمت هایی را به آدمی می زند که از جایی رفته و ماجرایش هم دارد فراموش می شود.
این که تو یک دفعه پیدایت می شود و آتش زیر خاکستر را فوت می کنی، در کنار آن شرف قلمی که ازش دم می زنی، برای من خواننده جالب است.


۲ نظر:

ناشناس گفت...

بله ديدم که اين رفيق شما عباس معروفی آمده و ريدمان زد به هيکل هر چه جامی و محمدپور و غيره بود!
اين آدم خيلی زرنگ تر و شارلاتان تر از اينهاست که شما تصور می کنيد. اگر اين نکته را دو ماه پيش می نوشتم منتشر نمی کرديد و می گفتيد: به عباس جون برمی خوره! حالا بفرمائيد. جای قاضی مرتضوی را گرفت و حکم را داد به دستتان! پس ببنديد "دفتر زمانه" را! حالب اينکه اولين کامنت را هم جناب مانی ب. برايش گذاشته و از او تشکر کرده. ببين روزگار را معروفی سر اين مانی ب. هم که خيلی ادعا داره شيره ماليد. از اين به بعد رفيق جون جونی ميشن حتماً.
با اين همه خيالتان را راحت کنم. ايرانی جماعت با هم سر سازگاری ندارند. حالا ببينيد که اين ماجرا شش ماه هم به طول نمی انجامد و با اين عده هم توی سر و کله هم می زنند. پس زنده باد ديکتاتوری! زنده باد علی خامنه ای! و خاک بر سر ما مردم بدبخت. جمالزاده درست می گفت. بايد يک بار نه صدبار ديگر کتاب "خلقيات ما ايرانيان" جمالزاده را خواند تا ببينيد هم آدمهايی مثل مهدی جامی و هم آدمهايی مثل عباس معروفی و هم ساده لوحانی چون مانی ب. را چقدر قشنگ به تصوير کشيده است.

طاها بذری گفت...

یک آقایی به نام مهدی جامی که زمانه را ملک شخصی می پنداشت، صرف غرور و تکبرش چند ترکمان زده به هر آنچه خود و دیگران ساخته بودند.
حال شما یک عده که هیچ حرفی به غیر احساساتی گفتن و هیچ عملی به غیر از غوغا سالاری حاصل از انزجار بی دلیل ندارید فریادتان گوش فلک را پر کرده و برای آن کس که تلاشش تخریب همه کس و همه چیز است سینه می زنید؟
امان از یک جواب منطقی افرادی مثال شما و آن دفتر کذائی زمانه به مدعیات. فقط احساسات و بس

پاسخ:
چطور منطق به این سادگی را ندیدی؟ مطلب را اگر نفهمیدی، حداقل خواندی اش که؟
منطق اش ساده است: هیات نظارت بر زمانه حکم کرده کسی حق ندارد درباره مسایل داخلی چیزی منتشر کند، آن وقت معروفی نامه آمده و جزئی ترین مسایل را در خود زمانه منتشر کرده که بعد هم مجبور شدند برش دارند. اگر بی راه نبود چرا برش داشتند؟
اگر بر این منطق و تناقض ساده و روشن، نقد و استدلالی داری، رو کن؛ اگر نه به شعار دادنت ادامه بده.